
First Romance
ファースト・ロマンス
هاتسونو در کنار کنایچینیشان، که مهربان بود، و کنجی، که سختگیر بود، بزرگ شد. او با بزرگتر شدن رویای ازدواج با کنایچینیشان را در سر میپروراند، اما متوجه شد که او از قبل دوستدختری دارد. پس از اینکه از زبان کنجی شنید که آنها از هم جدا شدهاند، هاتسونو تصمیم میگیرد برای به دست آوردن کنایچینیشان اقدام کند.