
Fuminijirareta Bara
踏みにじられた薔薇
زاخ تور با مواجهه با سمر والاس، لحظهای را تجربه میکند که زندگیاش را دگرگون میسازد؛ لحظهای که با یادآوری تمسخرهای گذشتهی او از رابطهی جوانیشان گره خورده است. او به عنوان یک تاجر موفق، منتظر فرصتی مناسب برای انتقام از خیانت سمر بوده است. وقتی سمر درگیر رسوایی میشود، زاخ از این موقعیت سوءاستفاده میکند و پیشنهادی به او میدهد: او باید هر آخر هفته را با او بگذراند تا زمانی که زاخ تصمیم دیگری بگیرد. این توافق کاملاً تجاری است و جایی برای پیوندهای عاطفی یا امکان دستیابی به یک پایان خوش در آن وجود ندارد. با این حال، فاش شدن رازی از گذشتهی سمر ممکن است مسیر تعاملات آنها را تغییر دهد.