
Futsutsuna
ふつつな
یاماسونو به نظر میرسد از اندو خوشش نمیآید و از او دوری میکند و هرگز با او صحبت نمیکند. اندو که نگران از دست دادن یکی از کارکنان پارهوقت برتر خود است، به یاماسونو میگوید: «من تو را دوست دارم (چون هرگز شیفتهای خالی را رها نمیکنی).» پس از یک مهمانی نوشیدنی، اندو در یک پارکینگ کماستفاده مورد حمله قرار میگیرد و یاماسونو که موضوع را سوءتفاهم میکند، میگوید که آنها احساسات متقابل دارند. یاماسونو این را نشانهای میداند و شروع به تعقیب اندو میکند. داستان پیرامون دینامیک ناهماهنگ بین یک پارهوقت ماهر که برداشتهای جسورانهای دارد و یک کارمند جدیتر و مسنتر میچرخد.