
Fuyu Fenrir no Itoshigo to Natta Watashi ga, Zetsubou kara Iyasareteiku Hanashi
冬フェンリルの愛子となった私が、絶望から癒されていく話
نویل فوجیاوکا شغل خود را از دست میدهد و هنگامی که ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود، درگیر ناامیدی عمیقی میگردد. در آنجا، او فنریر، گرگ بزرگ و نقرهایرنگی را ملاقات میکند که او را به عنوان «دختر عزیزش» در آغوش میگیرد. با آغاز بهبودی نوئل، او درگیر رویدادهایی میشود که میتوانند سرنوشت این دنیای جدید را دگرگون سازند.
