
Ganbyeongdongmaeng
간병동맹
در دانشگاه، چنین مینماید که Juwon همه چیز دارد: رفتاری گرم و سرزنده و چهرهای دلربا برایش لقبهای محبتآمیز و محبوبیتی پایدار به ارمغان آورده است. اما حقیقت بسیار سنگینتر است. هر شب به بیمارستانی برای سالمندان در حاشیهی شهر میرود، جایی که مادرش واپسین روزهایش را سپری میکند و Juwon که از فرسودگی زودرنج شده، از او پرستاری میکند. او این زندگی دوگانهی طاقتفرسا را برای ارج نهادن به خواستهی مادرش، که میخواهد در پایان در میان مردم باشد، ادامه میدهد. در مقابل، Hangyeol همه را از خود دور نگه میدارد؛ خوشسیما اما خاموش و سرسنگین، تنها در دانشگاه پرسه میزند. وقتی آن دو در اتاقی در بیمارستان روبهرو میشوند، Hangyeol با لباسی مضحک به شکل یک دختر جادویی، کامل با عصای جادو، پدیدار میشود؛ او آمده تا از خواهر کوچک بیمارش مراقبت کند. با پی بردن به راز یکدیگر، آن دو پیمان مراقبت میبندند و میکوشند کلاسهایشان را با کسانی که به آنان وابستهاند هماهنگ کنند.
