
Geu Muhyeobji Sog Sihanbu Joyeon
그 무협지 속 시한부 조연
قهرمان داستان پس از باززایی، به عنوان یک شخصیت فرعی در یک رمان هنرهای رزمی، خواهر کوچکتر شخصیت مرد اصلی ظاهر میشود. او برای نجات خانوادهاش به یک فرقه شیطانی فروخته میشود و در آنجا با هوک دوژین، جوانمرد خانواده، آشنا میگردد. هر روز او از او میپرسد که آیا به چیزی نیاز دارد یا خیر، که او همواره پاسخ منفی میدهد. با این حال، او هدایای مختلفی از جمله پول برای خانوادهاش، جواهرات، عاج و لباسهای ابریشمی به او میدهد. اگرچه او به طور مداوم از پذیرش پیشنهادهای بیشتر خودداری میکند، او معمولاً این موضوع را میپذیرد و میرود. اما یک روز، او با بیتفاوتی به او خیره میشود. وقتی او از ناراحتی او میپرسد، او سرش را روی شانه او میگذارد و او را به دروغگویی متهم میکند. او مچ دست او را میگیرد و با التماس، در آستانه فروپاشی، از او میخواهد که به او بگوید چگونه میتواند او را نجات دهد.