
Gochisousama
That Was Good·ゴチソウサマ
هیروتو، کارگر پارهوقت بدون شغل ثابت، در حال صرف ناهار در پارک است که پسری جوان نزدیک میشود و با حسرت به غذای او خیره میگردد. هیروتو که تحت تأثیر گرسنگی و جذابیت پسر قرار میگیرد، بخشی از غذای خود را با او تقسیم میکند. پدر پسر، سوگورو، که خلبانی با برنامهای شلوغ است و نیاز به کسی دارد تا از پسر و خانهاش مراقبت کند، با دیدن پسرش در حال غذا خوردن، هیروتو را به عنوان خدمتکار استخدام میکند. با گذشت زمان و عادت هیروتو به این نقش، او احساساتی نسبت به سوگورو پیدا میکند. او بعدها کشف میکند که خدمتکار قبلی به دلیل یک رابطه عاشقانه با خلبان، شغل خود را ترک کرده است. هیروتو اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند مرزهای حرفهای را حفظ کند یا خیر.
