
God Does Not Play Dice
·神はサイコロを振らない
کانائو، زنی در دهه بیست زندگیاش، به دلیل آرزویی که پدرش زمانی کرده بود، از نظر فیزیکی همچنان کودک باقی مانده است. پدرش آرزو کرده بود که او هرگز از کنارش جدا نشود و به همین دلیل زمان بر بدن او اثر نگذاشته است. رباتی که پدرش برای او به جا گذاشته، او را از وجود شش تاس کاراملیرنگ آگاه میکند. جمعآوری هر شش تاس به دارنده آن اجازه میدهد تا یک آرزو برآورده کند.