
Golden Phantom
ゴールデンファントム
شینگو آساهینا برای جشن گرفتن فارغالتحصیلی دخترش همراه همسرش به یک پارک تفریحی میرود و در آنجا مردی خونآلود را میبیند که تعقیب میشود. او به فرار آن مرد کمک میکند و هر دو در یک چرخ و فلک پناه میگیرند. مرد غریبه هشدار میدهد که پارک ظرف ۳۰ دقیقه به یک کابوس تبدیل خواهد شد و از شینگو میخواهد تا با استفاده از بدنش از این اتفاق جلوگیری کند. درگیری شدیدی میان افرادی رخ میدهد که از قدرت «Golden Phantom» از طریق اشیاء به عنوان وسیلهای برای بیان استفاده میکنند.