
Golden Prince and Argent King
·金の王子と銀の王
یوکی پس از آنکه متوجه میشود فرزند نامشروع پاتریارک فوتشدهی یک خانوادهی ثروتمند است، توسط آنها پذیرفته میشود. او اکنون در کنار دو برادر ناتنیاش، ماسومی و گای، زندگی میکند و برای سازگاری با زندگی جدید و جایگاه اجتماعی بالاترش تلاش میکند. ماسومی مهربان است و همسن یوکی به نظر میرسد، در حالی که گای بزرگتر و کمحرفتر است و اغلب درگیر کارهایش میباشد. در حالی که یوکی در محیط ناآشنایش حرکت میکند، احساساتی را تجربه مینماید که روابطش با هر دو برادر را پیچیده میسازد. این احساسات که فراتر از پیوندهای خانوادگی هستند، تعارض درونی و تردید را به همراه دارند. داستان کاوش میکند که آیا چنین احساساتی میتوانند پذیرفته شوند و در صورت امکان، کدام برادر در نهایت بر درک یوکی از عشق تأثیر خواهد گذاشت.