
Gopge Kiun Akdangdeul
My Precious Little Villains·곱게 키운 악당들
هانا پس از تولد دوباره، به عنوان مراقب و معلم در یتیمخانهای واقع در یک معبد مشغول به کار میشود. کودکانی که تحت مراقبت او هستند، سرنوشت دارند تا به شرورهای یک رمان تبدیل شوند، از جمله کسانی که در نهایت او را خواهند کشت. پس از تلاش برای فرار، او توسط کودکان متوقف میشود که نمیخواهند او را ترک کند. با توجه به سن کم آنها، او امکان هدایت آنها به سمت تبدیل شدن به انسانهای خوب به جای شرورهایی که انتظار میرود باشند را در نظر میگیرد. او میپرسد که پرورش این شرورهای آینده چقدر دشوار خواهد بود.





