

GOTH
Goth·GOTH
پسری دستهای یک دختر را میبیند و شیفتهی آنها میشود. او در دل آرزو میکند که مردی محلی که به بریدن اندام موجودات زنده معروف است، دستهای او را ببرد. اما وقتی دختر از او میخواهد که به او لبخند زدن را یاد بدهد، احساساتش تغییر میکند.

