

Guaiwu Ta Zai Shuo Ai Wo
怪物他在说爱我
هشت سال پس از فارغالتحصیلی، در یک دورهمی مدرسه، ژوانگ چیآن با تمسخر و طعنه همکلاسیهایش روبرو میشود، همانطور که در دوران مدرسه نیز با آن مواجه بود. در حالی که ژانگ یانشو توجه بسیاری از طرفداران را به خود جلب کرده است، ژوانگ چیآن هیچ علاقهای نشان نمیدهد. او برای تنفس هوای تازه به یک کوچه پناه میبرد، اما توسط قلدرهای سابقش تعقیب میشود. او به سمت یک خودرو میدود اما متوجه میشود که صاحب آن مرده است. ناگهان، چنگالی از پشت گردن او را میگیرد که در آینه عقب خودرو قابل مشاهده است.