
Gwinonghaetdeoni Gukgageum Geomul Hubaedeuri Mollyeodeunda
귀농했더니 국가급 거물 후배들이 몰려든다
هیونسونگ، شکارچی برتر سابق و افسر عملیات ویژه، پس از یک زخم شدید از همکاران قدرتمند خود محروم میشود و تنها با ارواح ضعیف و غیرنظامی باقی میماند. او مجبور به بازنشستگی میشود و با پیشنهاد دوست دوران کودکیاش به کشاورزی برمیگردد. در این جهان، غذاهای وحشی به دلیل مایسمای هیولاها غیرقابلخور شدندهند و ارزش کالاها بر اساس طعم و نه کیفیت تعیین میشود؛ حتی اقلام درجه یک نیز در مقایسه با گذشته بیمزه تلقی میشوند. با این حال، محصولات کشاورزی که هیونسونگ کشت میکند، بهطور غیرمنتظره طعم اصیل و خوشمزه خود را به دست میآورند. این کشف، آرامش زندگی روستایی او را بر هم میزند و شخصیتهای سنگینوزن سطح ملی را که هرگز از چیزی ترسیدهاند، به سمت او جذب میکند. این مهمانها شامل برترین شکارچی کشور، یک افسر رتبه بالا در عملیات ویژه و ستارههای برتر از سه آژانس سرگرمی بزرگ هستند که همگی به مزرعه دورافتاده او هجوم میآورند تا به محصولات منحصربهفردش دسترسی پیدا کنند.
