
Haha no Moto Kano to Kurashita.
母の元カノと暮らした。
پس از مرگ مادرش، هارومی، یو-کون، دانشآموز دوره اول متوسطه، تنها و بیپناه میماند، چرا که پدرش ناپدید شده است. تنها کسانی که حاضر به مراقبت از او هستند، سه دوستدختر سابق مادرش هستند که در اوکیناوا با هم زندگی میکنند. آخرین کلمات هارومی این بود: «سرانجام همسر واقعیام نبود…» که اشارهای است به کسی که او در لحظات آخر آرزوی بودن با او را داشت. یو-کون نزد این زنان نقل مکان میکند و در فضایی غیرمتعارف، در حالی که زیر آسمان استوایی اوکیناوا با کسانی که مادرش را بهتر از همه میشناختند وقت میگذراند، زندگی میکند.
