
Hakui ni Sumire wa...
白衣にすみれは…
زن جوانی با لباس سفیدی که با یک شکوفه کوچک آلو تزئین شده است، دیده میشود. صحنهای در نزدیکی پردهای رخ میدهد که دریایی دوردست را نظاره میکند. در آخرین روز تابستان، لحظهای آرام شکل میگیرد. در بعدازظهری پر از برگهای خشک افتاده، تنها یک چهره دیده میشود. صدای قدمها در برف شنیده میشود. کسی در میان باران شکوفههای گیلاس راه میرود.