
Han Cheol Eoseureum
한 철 어스름
هو-سو به دلیل شغل والدینش مکرراً محل سکونت خود را تغییر میداد تا اینکه خانوادهاش به خانهای جدید نقل مکان کردند و او در آنجا با دربی غیرمعمول مواجه شد. در آن سوی در، سئونگ-او، پسر همسن او زندگی میکرد. این دو با یک رویداد مرموز مشترک روبرو شدند و از در برای سفر بین خانههایشان استفاده کردند. حسی از گرما میان آنها شکل گرفت، شبیه به احساس عصرگاهان. با عمیقتر شدن پیوندشان، رازی ناگفته در دلهایشان آغاز به شکلگیری کرد.
