
Han Xiao Jian Nuan
寒霄渐暖
زنی به بازخوانی رابطهاش با مردی میپردازد و خود را ماهی توصیف میکند که تاب درخشش ندارد و او را خورشیدش مینامد. او اشاره میکند که اگرچه دیگران گمان میبرند او نجاتش داده است، اما او نیز احساس میکند که او به طور کامل به بهبودیاش کمک کرده است.