
Hana ni Tohitama e
花に問ひたまへ
چیها برای بقا تلاش میکند و از یک شغل موقت به شغل دیگر میرود، در حالی که با مادر غایب و پدر الکلی خود دستوپنج نرم میکند. یک روز، او بهطور تصادفی پایش به پای مردی نابینا به نام Ichitaro میخورد. با وجود نابیناییاش، Ichitaro شاد و مشتاق ارتباط برقرار کردن است. او شروع به ورود به زندگی Chihaya میکند و هدفش تغییر دیدگاه او نسبت به جهان است.