
Hana nomi zo Shiru
Only the Flower Knows·花のみぞ知る
یوچی در دانشگاه وضعیت خوبی دارد و همزمان به تحصیل، حفظ دوستیها و قرار گذاشتن با دختری به نام مینامی میپردازد. روتین زندگی او زمانی تغییر میکند که با میساکی، فردی آرام و دورگرا، آشنا میشود. با وجود خوی سرکوبشده میساکی، یوچی مدام به او فکر میکند و نمیتواند از کنارش دور بماند. یوچی بعدها شروع به کار در آزمایشگاهی میکند که میساکی نیز آنجا حضور دارد و این امر منجر به تقویت احساسات بین آنها میشود. داستان به بررسی این موضوع میپردازد که آیا آنها میتوانند احساسات خود را درک و بپذیرند یا خیر.

