
Hanayome wa Aisarenu Shukumei wo Nageku
Claiming His Pregnant Innocent·花嫁は愛されぬ宿命を嘆く
لیلی با دیدن باستانی در در خانهاش شگفتزده میشود. آنها ۴۵ روز پیش ملاقات کرده و یک شب را با هم گذراندند که حرکتی غیرمعمول برای او بود. باستانی، پسر مالک خانهاش، به او اطلاع میدهد که باید خانه را ترک کند زیرا ملک در حال توسعه است. لیلی خبری برای او دارد—او از آن شب باردار است. باستانی پیشنهاد میدهد که آنها به خاطر وظیفه نسبت به کودک با هم ازدواج کنند. لیلی اکنون باید به ازدواج مجدد فکر کند، این بار با مردی که دوستش ندارد.