

Happy!
Happy!
پس از ناپدید شدن برادر بزرگ خانواده، یاکوزا به سراغ خواهر و برادرهای اومینو میروند تا بدهی سنگینی را مطالبه کنند. میوکی، خواهر کوچکتر، برای محافظت از او این مسئولیت را بر عهده میگیرد. یاکوزا راهی برای رهایی او پیشنهاد میدهند و او را به تنفروشی وادار میکنند، اما میوکی با ارادهای قاطع که میخواهد یک تنیسباز حرفهای شود، این پیشنهاد را رد میکند. او پیش از مرگ والدینش در این ورزش استعداد چشمگیری نشان داده بود. اکنون، با وجود تعداد کم دوستان و مخالفت اطرافیان، او با موانع قابلتوجهی در مسیر دنبال کردن رویاهای خود روبرو است.

