

Haruka na Machi e
A Distant Neighborhood·遥かな町へ
هیروشی ناکاهارا، مردی میانسال، در حین بازگشت از سفر کاری به شهر کودکیاش میرسد و پس از بازدید از قبر مادرش، ناگهان به دوران هفتمین سال تحصیلی خود بازمیگردد، در حالی که تمام خاطرات بزرگسالیاش را حفظ کرده است. او در حال سازگاری با این وضعیت است و خاطرات گذشتهاش با تغییرات جزئی زنده میشوند. او شروع به این فکر میکند که آیا رویدادهای زندگی اصلیاش، مانند ناپدید شدن بیدلیل پدرش و ازدواج بعدیاش، به همان شکل پیش خواهند رفت یا خیر.

