
Hei Ye Qing Wen Wo
黑夜轻吻我
کلارک، خونی که قرنها در خوابی عمیق به سر میبرد، توسط جیانگ لای، یک تائوئیست جوان، از خاک بیرون کشیده و با یک قرارداد به او پیوند میخورد. جیانگ لای تلاش میکند راهی برای کشتن کلارک پیدا کند و برای این منظور نزد او ساکن میشود و روشهای مختلفی را امتحان میکند. با وجود نیتهایش، او مجذوب جذابیت کلارک میشود. یک ملاقات غیرمنتظره منجر به دیداری دوباره میشود و پیوندی از زندگی گذشته را آشکار میسازد. در هر دو زندگی، کسی که زمانی از او متنفر بود، دوباره متولد شده است. احساسات عشق و نفرت، مانند دو جنبهی ماه، در هم تنیده شدهاند.

