
Heika, Kokoro no Koe ga Dadamore desu!
陛下、心の声がだだ漏れです!
شاهزادهای از یک کشور کوچک برای ازدواج با حاکم آن، امپراتور گایزل، به پادشاهی شمالی ورسیا سفر میکند. گایزل که به دلیل طبع سرد و سلطهجوی خود به عنوان امپراتور یخ شناخته میشود، به خاطر وقار سختگیرانهاش هم ترسناک و هم محترم است. با وجود حضور ترسناکش، افکار خصوصی او جنبهای را آشکار میکند که سیستیه را شگفتزده میکند و در جهتهایی پیش میرود که هرگز انتظارش را نداشت. روایت، رابطه در حال تحول بین این دو را بررسی میکند، همانطور که اتحاد سیاسی آنها به تدریج به چیزی فراتر تبدیل میشود.
