
Hekikai no AiON
AiON·碧海のAiON
تسوگاوا تاتسویا پس از مرگ والدینش در یک تصادف، با اندوهی عمیق دستوپنج نرم میکند و بار ارثیهای سنگین را بر دوش میکشد که توانایی استفاده از آن را ندارد. او که کلمات آخر پدرش را در سر میپروراند، در توانایی خود برای برآورده کردن انتظارات خانواده تردید دارد. او با میازاکی سین، دختری که به نظر میرسد از مورد آزار و اذیت قرار گرفتن لذت میبرد، آشنا میشود. با وجود نگاه تحقیرآمیز دوستانش به او، تاتسویا احساس میکند که باید به او کمک کند، حتی پس از اینکه سین به او میگوید که در کارش دخالت نکند. سین موجودات دریایی انگلی را شکار میکند که بر انسانها مسلط شده و آنها را به سوی نفرت سوق میدهند. او بدنی جاودان و موجودی به نام AiON دارد که انگلها را از درون میزبانانش فریب داده و مصرف میکند. سین و انگلها به صورت غریزی به یکدیگر حمله میکنند. با این حال، تاتسویا مصمم است که به او کمک کند.
