

Helen ESP
ヘレンesp
تاکاهارا هلن پس از یک تصادف رانندگی شدید، بینایی، شنوایی و توانایی سخن گفتن خود را از دست داد. او اکنون در کنار عمویش و سگ کمکی به نام Victor زندگی میکند. هلن در حالی که خود را با شرایط جدید سازگار میکند، به تدریج متوجه ظهور توانایی منحصربهفردی در درون خود میشود. این داستان از نظر سبک با اثر پیشین نویسنده، Franken Fran، اشتراکاتی دارد، اما با الهام از نگرش مثبت هلن، دیدگاه امیدوارکنندهتری نسبت به زندگی و مرگ ارائه میدهد.