
Hetamen
ヘタメン
ساتوکو تصمیم میگیرد دیگر تحت کنترل خانواده و دوستانش نباشد و با ترک خانه و درخواست از دوستی برای ترتیب دادن یک قرار ملاقات زوجها، اقدامی عملی انجام میدهد. با وجود این عزم راسخ، همچنان برایش دشوار است که در برابر کمک به دیگران مقاومت کند. در این مراسم، او با شینگوئی، دانشمندی نابلد اما نابغه، و کنجی، مردی مؤدب و جذاب آشنا میشود. اینکه آیا این دیدارها دیدگاه او را تغییر خواهند داد یا خیر، هنوز مشخص نیست.