
Hiroki - Harusaki Meiro
弘樹一春咲迷路
هیروکی و کاناتا از کودکی با یکدیگر آشنا بودند. پس از آنکه هیروکی تلاش کرد تا یک دختر کوچک را نجات دهد و در یک تصادف گرفتار شد، از بدن خود جدا شد. او مشاهده میکند که بدنش بهطور عادی به کار خود ادامه میدهد، بدون اینکه از وضعیتش آگاه باشد. هیروکی در تلاش برای درک شرایط خود، به دنبال راهی برای ارتباط با کاناتا و دیگران است. او همچنین با دختری مرموس به نام Fhalei مواجه میشود که بارها در مقابلش ظاهر میگردد. این داستان شامل دو داستان کوتاه مستقل به نامهای "Kage no Oukoku de..." و "Chiheisen Moa" نیز میشود.
