
Hitokuchi Choudai
ひとくちちょうだい
یویی ساسامه، از نوادگان خونآشامها، در برقراری ارتباط با همکلاسیهای انسانی خود دچار مشکل است و اغلب دیر به مدرسه میرسد. نماینده کلاسش، سکیا، همواره بابت این تأخیر او را سرزنش میکند. روزی، از شدت عصبانیت نسبت به سرزنشهای سکیا، یویی برای لحظهای به انجام اقدامی افراطی—نوشیدن خون او—تفکر میکند. با این حال، این فکر گذرا منجر به حسی فراگیر میشود که فراتر از لذت شدید توصیف شده است. داستان پیامدهای چنین آرزوهایی و مسیرهای ویرانگری که میتوانند به آنها منجر شوند را بررسی میکند.