
Hitorijime Theory
ひとり占めセオリー
مجموعهای از داستانهای مستقل، که برخی از آنها شخصیتهای تکرارشوندهای را به تصویر میکشند. در یکی از آنها، ساکورا و تاتیهانا، دو هماتاقی، به مدت دو سال در یک آپارتمان و در یک تختخواب مشترک زندگی کردهاند، بدون اینکه رابطهای عاشقانه میان آنها شکل گرفته باشد. با نزدیک شدن به فارغالتحصیلی، ممکن است تاتیهانا محل سکونت خود را تغییر دهد و این موضوع پرسشهایی را درباره ماهیت رابطه آنها برمیانگیزد. داستان دیگری واکامیا را دنبال میکند که سه سال است به تاکائو علاقهمند است، اما این احساسات اکنون با ورود یک استادیار جدید که او نیز به شیرینیها علاقهمند است، پیچیدهتر شده است. داستان سومی ادامهدهنده رابطهای است که در داستان پیشین مطرح شد. در روایت دیگر، هیروسه بارها از کمک همکارش ناگاکورا، از جمله گره زدن کراواتش، بهره میبرد که این امر پرسشهایی را درباره پویایی میان آنها ایجاد میکند. در نهایت، میوشی که توسط همکار و معشوقش ماتسونگا مورد لطف و توجه قرار میگیرد، اغلب خشم خود را بر او خالی میکند و این موضوع نگرانیهایی را درباره اینکه این روند تا کجا پیش خواهد رفت، برمیانگیزد.