
Honey
ハニィ
آسانو میوا و هارمانا ایچیرو بهطور تصادفی با یکدیگر مواجه میشوند. تعامل آنها زمانی به سمتی غیرمنتظره میرود که ایچیرو ناگهان میوا را میگیرد و این اقدام، پرسشهایی را درباره نیتهای او برمیانگیزد. رازی در مورد ایچیرو وجود دارد که کنجکاوی را نسبت به انگیزههای پنهان او تحریک میکند. ماهیت ارتباط آنها نامشخص باقی میماند و امکان وقوع نتیجهای مثبت یا تحولات ناخوشایند همچنان باز است.