
Honto no Koi Nanka Iranai!
ホントーの恋なんかいらない!
دانا از سفر بازمیگردد تا ببیند آپارتمانش خالی است و نامهای از نامزدش در آن مانده است. او ناگهان هم خانه و هم شریکش را از دست میدهد و نزد راجیو توبیدو، دوستی از نامزد سابقش، اسبابکشی میکند. داستان به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه ممکن است فردی علیرغم شرایط دشوار، عشق واقعی را بیابد. دو داستان کوتاه اضافی نیز در این اثر گنجانده شده است.