
Hora Ana
ほら穴
یک زن جوان سوراخ مرموزی را در آپارتمان خود کشف میکند و شروع به کاوش در آن میکند، که منجر به کشف وقایع عجیب و فضاهای پنهان میشود. با عمیقتر شدن کاوشهایش، مرزهای میان واقعیت و ناشناختهها محو میگردد و تجربیات ناخوشایندی را رقم میزند. این سوراخ گویی ارادهای مستقل دارد و هر بار که او به آن سر میزند، او را بیشتر به درون خود میکشد. او با پدیدههای عجیبی روبهرو میشود و با گسترش نفوذ این سوراخ، نگرانیهایش روزبهروز افزایش مییابد. داستان بر تلاشهای او برای درک ماهیت این سوراخ و تأثیرات آن بر محیط پیرامون تمرکز دارد.