

Hoshi wa Utau
Twinkle Stars·星は歌う
ساکویا شینا در کنار کاناده، پسرعموی مرد و سرپرستش زندگی میکند. او در دوران سخت، در ستارگان آرامش مییابد. در روز تولدش، پسری ناشناس در خانهاش ظاهر میشود، با او سخن محبتآمیز میگوید و تنها نامش یعنی چیهیرو را بر زبان میآورد و میرود. او مصمم است تا او را پیدا کند و با وجود مقاومت دوستانش، یوری و سِی، از آنها کمک میگیرد. دیگران به او میگویند که او را فراموش کند، اما او کشش شدیدی به سوی آن پسر مرموز احساس میکند. یک رویداد تصادفی منجر به دیدار مجدد آنها میشود. آیا این دیدار آنها را به هم نزدیکتر میکند یا پیوندشان را دور نگه میدارد، هنوز نامشخص است.


