
Ichiaku no Suna
一握の砂
مرد جوانی که تحت بار مشکلات شخصی و احساس تنهایی است، زندگی خود را از طریق شعر و دروننگری مرور میکند. افکارش اغلب به زنی معطوف میشود که از دور تحسینش میکند و حضورش احساسات عمیقی را در او برمیانگیزد. او در حالی که با احساسات خود و زودگذری هستی دستوپنج نرم میکند، در نوشتن پناهگاه مییابد و غم و زیبایی تجربیاتش را ثبت مینماید. روایت توسط تکگوییهای درونی او شکل میگیرد و glimpsههایی از ذهن طوفانیاش و لحظات آرامی که سفرش را تعریف میکنند، ارائه میدهد.