
Ichido dake no Ayamachi
Stepping Out of the Shadows·一度だけの過ち
ماریزا هنگام ورود راف پیوریل به فروشگاهش شگفتزده میشود. راف تاجر ثروتمند و موفقی است. آنها شش سال از دیدار یکدیگر گذشته بود، از زمان پسزمینه سقوط هواپیما. در آن زمان، ماریزا کسی بود که او را تسلی داد، هرچند او هیچ خاطرهای از آن رویداد ندارد. او از آن زمان هویت خود را تغییر داده است، اما او همه چیز را درباره آن شب به یاد دارد. عدم یادآوری راف این پرسش را مطرح میکند که آیا ماریزا ممکن است کلید کمک به او برای بازیابی خاطرات گمشدهاش باشد.