
Ichiya dake no Princess
Princess of Convenience·一夜だけのプリンセス
جسیکا، طراح مد، برای خرید نخهای مرغوب به امیرنشین اروپایی آلفآزوری سفر میکند. در حین رانندگی از جادهای با منظرهی زیبا، خودروی او با وسیلهای دیگر که با سرعت بالا حرکت میکرد، برخورد میکند و جسیکا بیهوش میشود. او پس از مدتی در کاخ سلطنتی به هوش میآید. راؤل، شاهزادهی آلفآزوری، به او اطلاع میدهد که نامزدش در این تصادف جان باخته است. جسیکا خود را مسئول مرگ او میداند، اما راؤل اصرار دارد که این تقصیر او نبوده است.