
Ie kara Oidesareta Watashi wa, Ringoku no Okakae Renkinjutsushi toshite, Shiawasena Daini no Jinsei wo Okuru Koto ni Shimasu!
家から追い出された私は、隣国のお抱え錬金術師として、幸せな第二の人生を送る事にしました!
دختری که در خانوادهای از الchemistهای سرشناس به دنیا آمده بود، پس از آنکه ناتوانی خود در انجام الchemy را اثبات کرد، طرد شد. او از خانهاش اخراج شد و توسط ناگاره، شاهزاده کشور همسایه آسترئا، استخدام شد. با ورود به این منطقه، او با کمبود شدید معجون مواجه شد که ناشی از شیوع هیولاها بود. او راهحلی غیرمعمول بر اساس تفکر متفاوت خود پیشنهاد داد.
