
Igaina Epilogue
A Nanny Named Nick·意外なエピローグ
لیندا که اندوه از دست دادن شریکش را تحمل میکند، وسواسگونه به داشتن فرزند علاقه نشان میدهد و ترجیح میدهد فرزندش موهای سیاهی مانند معشوق مرحومش داشته باشد. او از برادرش میخواهد تا برای او یک اهداکننده اسپرم ناشناس ترتیب دهد و در نهایت صاحب پسری میشود. یک سال و نیم بعد، او با نیک، دوست برادرش، آشنا میشود که در مراقبت از کودک و انجام کارهای خانه به او کمک میکند. لیندا شروع به تردید میکند که آیا کمکهای نیک واقعاً برای حمایت از اوست یا اینکه تلاشی برای پاسداشت تلاش شریفانهای است که نیک در پرورش پسری که گمان میبرد فرزند معشوق مرحومش است، انجام میدهد.