
Ijyuu, Kominka, Sefuretsuki!?
Country House With Benefits?!·移住、古民家、セフレ付き!?
تاماکی و نامزدش قصد داشتند در یک خانه روستایی سنتی ژاپنی یک کافه راه بیندازند و برای زندگی آرام به روستا نقل مکان کنند. اما پس از رخدادی غیرمنتظره، تاماکی تنها و بیپناه ماند. مردی به نام Ichiyo به او پناه داد. اگرچه او بیادب، مغرور و لذتبر از آزار دیگران بود، اما خانهای که در اختیار تاماکی گذاشت دقیقاً مطابق رویای او بود. تاماکی در حین تلاش برای سازگاری با زندگی روستایی، مدام میپرسد که آیا کسی را خواهد یافت که به بهبودی او از این شرایط دشوار کمک کند.