
Intoxicated East Wind
沉醉东风番外
یک دهه عشق بیپاسخ، یک دهه دلتنگی، یک دهه انتظار. آیا همهی اینها به هیچچیز انجامید؟ Yan Zhi از Zhao Fei Ying فاصله میگیرد و روبروی او میایستد. او به آرامی لباسهایش را درمیآورد و پوست سفید و بینقصش را اینچ به اینچ آشکار میکند. من، Leng Yan Zhi، اینجا سوگند یاد میکنم که تا پایان عمر، تا زمانی که از حضورم خسته شود، در کنار برادرم بمانم. آیا Leng Yan Zhi که اینقدر عمیق احساس میکند، هرگز میتواند محبت برادرش را جلب کند؟