
Isekai kara Seijo ga Kuru You nanode, Jamamono wa Kieyou to Omoimasu
異世界から聖女が来るようなので、邪魔者は消えようと思います
فلیسیا خاطرات زندگی گذشتهاش را به یاد میآورد و برادرش او را به سرزمینی بیگانه میفرستد که به نظر میرسد در بستر یک بازی اوتومه اتفاق میافتد. در آنجا، انتظار میرود که با شاهزاده ولیعهد ویلیام ازدواج کند، اما ویلیام شیفته یک سنتس از دنیای دیگر است. در نتیجه، فلیسیا برای اعدام نشانه رفته است. برای فرار از این سرنوشت، او تصمیم میگیرد به عنوان یک فرد عادی زندگی کند و معاش خود را از طریق تولید دارو تأمین نماید. با این حال، ویلیام با کلمات وسوسهانگیز به سراغ او میآید و او را در تردید رها میکند که آیا این یک تله است یا خیر.
