
Jahwajachan
자화자찬
جونگ یانگ-هوان در مدرسه دائماً مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و هر روز تحقیر و خشونت را تجربه میکند. آنچه او را بیش از همه آزار میدهد، ناتوانی و عدم تواناییاش در مقاومت است. پس از تحمل طولانیمدت این آزارها، او اقدام به خودکشی میکند. نسخهای از او از یک جهان موازی نجاتش میدهد. این یانگ-هوان جایگزین، برخلاف همتای خود در این واقعیت، قوی و با اعتمادبهنفس است. این دو با مقایسه زندگیهایشان، تضاد میان سرنوشتهایشان را به چالش میکشند و یانگ-هوان موازی میپرسد چرا یکی قربانی است و دیگری خیر.
