
Javotte-reul Sae Eonnirago Bureuji Maseyo
Don't Call Javotte an Evil Stepsister·자보트를 새 언니라고 부르지 마세요
جاوت وینچستون با خشم به مردانی که به خواهرزادهاش، سینسیارل، در یک مهمانی عروسکی خیره شدهاند، نگاه میکند. او زمانی هیچ علاقهای به سینسیارل نداشت، اما پس از اینکه خواهر کوچکترش با پرتاب بدن خود او را از کما بیدار کرد، جاوتو نسبت به او احساس محبت پیدا کرد. اکنون، او هدف دارد تا سرپرست خاندان وینچستون شود و کسبوکار در حال افول خانواده را احیا کند. با حمایت یک معشوق جدید و مرموز از امپراتوری، او به سمت این هدف تلاش میکند. با این حال، مادرش که همواره مهربان و دلسوز به نظر میرسیده، علاقهای به موفقیت جاوتو ندارد. جاوتو به دنبال بازگرداندن اعتبار خانواده و کشف رازهایی است که مادرش ممکن است پنهان کرده باشد.

