
Jian Zhi Caishen Dai Hui Jia
捡只财神带回家
آنله، یتیمی که از خواب بیدار میشود، مرد جوانی بسیار خوشتیپ را در تختخواب خود میبیند. او با ناراحتی اعتراض میکند و بر سلامت اخلاقی خود تأکید مینماید. آن مرد خود را به عنوان خدای ثروتِ خُرد معرفی میکند که آنله پیشتر برای کمک در جلوگیری از یک فاجعه به او دعا کرده بود. در این فرآیند، این الهه موقتاً قدرتهای خود را از دست داده است. برای بازیابی این قدرتها، خدای ثروت باید به آنله در انجام کارهای نیک و دریافت هدایا کمک کند. زندگی مشترک و غیرقابل پیشبینی آنها آغاز میشود.