

Jingu Yu Yuese de Ni
禁锢于月色的你
یک شاهزاده در حال مرگ با خونی که ظاهری خیرهکننده دارد روبرو میشود و او را نجات میدهد. شاهزاده که از کمک خونآشور سپاسگزار است، به دنبال جبران این لطف است. خونآشور که پیش از این هرگز با انسان تعاملی نداشته است، ناگهان در زندگی شاهزاده درگیر میشود. حسی از گرما در وجود طولانی و تنها خونآشور پدیدار میشود که نقطه عطفی در انزوا و تنهایی او از لحظهای است که با شاهزاده آشنا شده است.



