
Jinmasin
Rash ·じんましん
مردی مسن در خانهای کوچک نزدیک یک رودخانه به تنهایی زندگی میکند. او از یک بیماری پوستی عودکننده رنج میبرد که بعداً متوجه میشود با وضعیت روانی او مرتبط است. روزی زنی را پیدا میکند که دست به خودکشی زده بود و او شروع به ماندن در آنجا و آماده کردن غذاها میکند. او کنترل بهتری بر بثورات پوستی و واکنشهای فیزیکی خود به دست میآورد. در شب، او یک قارچ با شکل فالیک را در تختخواب زن قرار میدهد.