
Jongcheonjiyeon
Heavenly Fate·종천지연
نا سو-چئون، جنگجویی که به ناحق به قتل استادش متهم شده است، به پایتخت امپراتوری میرسد. او در پی پاک کردن نام خود و پاس دادن عهدی به استاد شمشیرزنی است که جان او را نجات داده و مأمور بازگرداندن مجسمهای از سنگ ید است. گیرنده این هدیه یون جین-هوی، پادشاهی نابینا اما باهوش است. داستان به بررسی این موضوع میپردازد که آیا نا سو-چئون میتواند گذشته خود را بازیابی کند و بیگناهیاش را ثابت نماید.