
Juinnimira Bureuji Ma!
주인님이라 부르지 마!
زنی جوان برای به ارث بردن مغازه ادویهفروشی خانوادگیاش که نسلهاست در خانواده باقی مانده، تمرین میکند. او پیشنهادات یک همکلاسی مغرور را رد میکند که منجر به آزار و اذیت توسط گروه او در مدرسه میشود. برای فرار از آزارگرش، او به کوهستان میگریزد، جایی که یک قوطی فلزی سقوط کرده و به سرش برخورد میکند و او را فوراً میکشد. او باور میکند که مرده است، اما در دامنهی مردی جذاب به نام So-Woo بیدار میشود که او را «خانم» خطاب میکند.